دیروز صبح در حالی از خواب بیدار شدم که شده بود آنچه کردند و میدانند. نتایجی عجیب و غریب از شبکه ی خبر پخش میشد و من حیرت زده می دیدم. اولین فکری که از ذهنم گذشت این بود: (( اصلاحات مرد، زنده باد انقلاب )). سخت در عجبم که آیا این شعبده بازان و متقلبین دوستدار نظام و انقلاب هستند یا خود در حال تیشه زدن به ریشه ی نظام هستند.
پ.ن ۱ : بعد از رای دادن، خیر سرمون رفتیم ویلای انزلی تا جشن پیروزی رو اونجا بگیریم ولی افسوس که امروز با دماغ آویزون و پر از خشم و نفرت و آماده ی انفجار به تهران بر گشتیم و این بدترین سفر عمرم بود.
پ.ن ۲ : قرار ما فردا ساعت 4 میدوون انقلاب تا آزادی
پ.ن ۳ : دیروز یه سر رفتیم لاهیجان سوار تله کابین بشیم و اوج بگیریم و از کثافت زمین دور شیم. به آرامش کوه پناه برده بودیم و زیبایی جنگل، که به ناگاه چند موتور سوار به همراه چند تا ماشین بوق بوق کنان از راه رسیدند و هر کدوم یک پرچم ایران به دست داشتند. پیروزی نامزد محبوبشون رو جشن گرفته بودند. ناخودآگاه به یاد این شعر افتادم:
هوای جنگل اینک
آفتاب و یا که باران است
عروسی شغالان است.
