سر تا پام عرق کرده، بوی عرق و سیگار و یه عطر خنک با هم قاطی شده، دلم میخواد آغوشم رو باز کنم و نیستی رو بغل کنم، تا ابد، یه هماغوشی بی وقفه، در سکوت، بی زمانی، معلق... از این تناسخ هرزه گرد متنفرم. تکرار مکرر تکرر عرعرعر باز هم عر
+ نوشته شده در سه شنبه 1388/02/29ساعت 11:25  توسط شاه خاموش
|