آغوشم را باز کردم به روی عشق... افسوس... بد بیلاخی نشانم دادی، ای عشق.
پ.ن: حدود ساعت ۱۴ زمین لرزید. خفیف بود، حدود ۴ ریشتر.
آغوشم را باز کردم به روی عشق... افسوس... بد بیلاخی نشانم دادی، ای عشق.
پ.ن: حدود ساعت ۱۴ زمین لرزید. خفیف بود، حدود ۴ ریشتر.
شب حوصله می سوزد
وقتی که تو در خوابی
ظلمت همه ی دنیاست
وقتی تو نمی تابی
تندیسه ی تنهایی
در خوابی و زیبایی
مهتابی و بر پیکر
دوری و همینجایی
در خانه ی ظلمت پوش
چیزی به من از باران
چیزی به من از پرواز
چیزی به من از گریه
چیزی به من از آغاز
میبخشی و میخوابی
در بستری از اعجاز
می مانم و می رویم
در بستر یک آغوش
بر متن شب خاموش
پ.ن: من و تو و میگولی خان و جینا یک خانواده ایم