تبليغاتX
شاه خاموش

شاه خاموش

اگه گذاشتن اسم سالها دست من بود،

 اسم هر سال تو بودی

پ.ن۱: تو خود عشقی که همزاد منی   تو سکوت من و فریاد منی 

       دیم دیری دیری دیری دیم                دیم دیری دیری دیری دیم

پ.ن۲:سال نو مبارک

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/12/26ساعت 12:30  توسط شاه خاموش  | 

دیشب خواب دلپذیری میدیدم. بانویی زیبا روی مرا بغل کرد و .. سر اسیمه سراغ باغچه رفتم تا ابزار لازم را سر جایش بگذارم. خاکها را کنار زدم. نبود. بیشتر گشتم. خیر آقا جان، نبود که نبود. همه ی خاکها را بر سر خود ریختم. تخم هایم را دزدیده بودند.

پ.ن: عزیزان اگر در مکاشفاتشان به سوپر منی برخورد نمودند با من تماس گرفته و مژدگانی بگیرند چون احتمالآ سارق را یافته اند.

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/12/20ساعت 13:27  توسط شاه خاموش  | 

بهار می آید

شکوفه خواهم کرد

گل میدهم

تکثیر خواهم شد

میدانم

آخر من

تخمهایم را در باغچه کاشته ام.

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/12/18ساعت 14:19  توسط شاه خاموش  | 

شنبه گند ترین روز هفته ست، گند ترین روز دنیاست، گندترین روز خداست، گندیده ترین گندیده هاست. همین گندیده اگه با یه امید، یه آرزو، یه خبر خوب، یه انتظار یا یه همچین چیزی همراه بشه همش آرزو میکنم که شنبه باشه.

پ.ن: چه قدر همه چیز نسبی و گندیده ست.

پ.ن: ۸ مارس نزدیکه. مبارک باشه خیلی کمه. به تبریک قانع نباشید. من همیشه بهترین کادو رو به کسایی میدم که دوستشون دارم، اونها رو میبوسم، کسی کادو نمی خواد؟

+ نوشته شده در  جمعه 1387/12/16ساعت 21:8  توسط شاه خاموش  | 

عمر ما میگذرد اما به تنهایی

 پ.ن: دلت به انتظار چشمهاست   
ببین جهان چگونه کرده است راست

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/12/13ساعت 11:39  توسط شاه خاموش  | 

گرچه اصلآ نوشتنم نمیاد ولی به خاطر یه نفری که خودش میدونه و برای یه مناسبتی که خودش میدونه آپ میکنم.

پ.ن: پیشاپیش مبارکت باشه

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/12/12ساعت 12:46  توسط شاه خاموش  | 

به آرشیوم سری زدم و پست های یه سال گذشته رو مرور کردم. خیلی هاش به نظرم kos_sher اومد، نارحت شدم نه چون اراجیف و هذیان نوشتم بلکه برای این بود که نوشته های اینجا مابه ازای مجازیه زندگیه منه. نارحتیم از این بود که اسم این هذیان رو زندگی گذاشتم. ولی به هر حال روزهای خوب هم داشتم. و آرزو میکنم اگه سال دیگه ای بود ...

پ.ن: گردنم خیلی درد میکنه. وحشتناک. احتمالآ دیشب از روی بالش افتاده یا یه چیزی تو همین مایه ها. وقتی ساعت سه نصف شب با حالتی منقلب از خواب بیدار شی و تمنای ... کنی و کشتی کج!! خب همینه دیگه. خربزه و سگ لرز

+ نوشته شده در  جمعه 1387/12/09ساعت 19:51  توسط شاه خاموش  | 

این وبلاگ امروز یکساله شد.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/12/07ساعت 9:18  توسط شاه خاموش  | 

از اونجاییکه کلماتی از قبیل جدی بودن و جدی شدن و جدی باش و امثالهم از همان عنفوان کودکی دهن من رو مورد عنایت قرار داده و همچنان بی وقفه این سیل سرزنش بار ج د ی ادامه داره لطفآ یکی بگه من زندگی رو جدی نگرفتم یا اصولآ زندگی من رو جدی نگرفته ؟

+ نوشته شده در  شنبه 1387/12/03ساعت 18:28  توسط شاه خاموش  | 

«شعر زیبا»
در لس‌آنجلس به بستر می‌روم
با فکر تو
چند دقیقه پیش که شاشیدم
با مهربانی به آلتم نگاه کردم
فکر این که امروز
دو بار در تو بوده
حس زیبایی به من می‌دهد

The Beatiful poem
I go to bed in Los Angeles thinking about you
Pissing a few moments ago
I looked down at my penis affectionately
Knowing it has been inside
You twice today make us heel beatiful.

به نقل از radiozamaaneh.com/pourmohsen/2007/11/post_73.html - 65k

 

+ نوشته شده در  شنبه 1387/12/03ساعت 10:15  توسط شاه خاموش  | 

 
ثبت ایمیل برای دریافت آخرین اخبار مربوط به میرحسین موسوی: