تبليغاتX
شاه خاموش

شاه خاموش

گیلی لی لی لی لی لی لی لی لی لی لی ...                                                                            دیشب به بیانی زنگ زدم.

پ ن: از هر چی قدم اولِ متنفرم و ایضآ از قدم های بعدی.

پ ن: از هر چی رصد و بسته و هسته و از این دست کلمات هم ایضآ متنفرم.

پ ن: از ایضآ هم ایضآ متنفرم.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/03/28ساعت 8:32  توسط شاه خاموش  | 

علي لاريجاني راهبرد «مجلس هشتم» را گفت
پايان دوره شعارهاي سوسياليستي

لطفآ یکی برام توضیح بده. من نمیفهمم یعنی چی؟

 یعنی سلام سرمایه داری؟؟؟                                                                                             

 یعنی خدا حافظ سوسیالیسم؟؟؟؟ اما کدوم سوسیالیسم؟؟؟؟

همینجوری یه حرفی زده؟؟؟؟؟

منظوری نداشته؟؟؟؟

یا چی؟؟؟ لطفآ یکی کمک کنه.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/03/27ساعت 11:24  توسط شاه خاموش  | 

 
تقدیم به بهترین، ماه ترین و زیبا ترین ملکه ی دنیا
به یاد شب های رویاییمان که می دانم و می داند
 
شعر از نزار قبانی
برگردان: محمود شاهرخی


قارئه الفنجان زن فالگیر

جلست نشست
جلست و الخوف بعينيها نشست (زن) و ترس در دیدگانش بود
تتامّل فنجاني المغلوب
به فنجان واژگونم به دقت نگریست
قالت يا ولدي لاتحزن
گفت: پسرم اندوهگین مباش
فالحبّ عليكَ هوالمكتوب يا ولدي
پسرم عشق سرنوشت توست
الحبّ عليك هو المكتوب يا ولدي
پسرم عشق سرنوشت توست
يا ولدي قد مات شهيدا
ًپسرم به یقین شهید است
من مات فداءاً للمحبوب
آن که در راه محبوب جان بسپارد
يا ولدي،يا ولدي
پسرم، پسرم
بصّرت، بصّرت و نجّمت كثيراً
بسیار نگریسته ام و ستارگان را بسیار مرور کرده ام
لكنّي لم اقرا ابداً، فنجانا يشبه فنجانك
اما فنجانی شبیه فنجان تو نخوانده ام
بصّرت بصّرت و نجّمت كثيرا
بسیار نگریسته ام و ستارگان بسیار را مرور کرده ام
لكني لم اعرف ابداً احزانا تشبه احزانك
اما غمی که مانند غم تو باشد نشناخته ام
مقدورك ان تمضي ابداً في بحر الحبّ بغير قلوع
سرنوشتت، بی بادبان در دریای عشق راندن است
و تكون حياتك طول العمر، طول العمر كتاب دموع
و سراسر کتاب زندگی ات کتابی ست از اشک
مقدورك ان تبقي مسجوناً بين الماء و بين النّار
و تو گرفتاردر میان آب و آتش
فبرغم جميع حرائقه
با وجود تمامی سوزش ها
و برغم جميع سوابقه
و با وجود تمامی پی آمدها
و برغم الحزن السّاكن فينا ليل نهار
و با وجود اندوهی که ماندگار است در شب و روز
و برغم الريح و برغم الجوّ الماطر و الاعصار
و با وجود باد، گردباد و هوای بارانی
الحبّ سيبقي يا ولدي
پسرم، پسرم عشق بر جای می ماند
الحب سيبقي يا ولدي
پسرم، پسرم عشق بر جای می ماند
بحياتك يا ولدي امراة عيناها سبحان المعبود
در زندگی ات زنی است با چشمانی شکوهمند
فمها مرسوم كالعنقود
لبانش چون خوشه ی انگور
ضحكتها انغام و ورود
و خنده اش نغمه ی مهربانی
والشّعر الغجريّ المجنون يسافر في كلّ الدنيا
موی پریشان او چون مجنون به اکناف دنیا سفر می کند
قد تغدوا امراة يا ولدي، يهواها القلب هي الدّنيا پسرم زنی را اختیار کرده ای که قلب دنیا دوستدار اوست
لكن سمائك ممطرة و طريقك مسدود مسدود اما آسمان تو بارانی ست و راه تو بسته ی بسته
فحبيبة قلبك يا ولدي نائمة في قصر مرصود
و محبوبه ی قلب تو در کاخی که نگاهبانی دارد در خواب است
من يدخل حجرتها من يطلب يدها
هر آن که بخواهد به منزلگاهش وارد شود و هر آن که به خواستگاری اش برود
من يدنو من سور حديقتها
هر آن که از پرچین باغش بگذرد
من حاول فك ضفائرها
و گره ی گیسوانش را بگشاید
يا ولدي مفقود مفقود مفقود
پسرم، ناپدید می شود ناپدید ناپدید
يا ولدي
پسرم
ستفتّش عنها يا ولدي، يا ولدي في كلّ مكان
پسرم به زودی در همه جا به جستجوی او خواهی پرداخت
و ستسال عنها موج البحر و تسأل فيروز الشّطان
از موج دریا و کرانه ها سراغش را می گیری
و تجوب بحاراً بحاراً
و در می نوردی و می پیمایی دریاها و دریاها را
وتفيض دموعك انهاراً و اشک های تو رود ها را لبریز خواهد کرد
و سيكبر حزنك حتّي يصبح اشجاراً اشجاراً
و غمت چون فزونی می یابد درختان سر بر می کشند
وسترجع يوماً يا ولدي مهزوماً مكسورا الوجدان
پسرم اما روزی بازخواهی گشت، نومید و تن خسته
و ستعرف بعد رحيل العمر
و آن زمان از پس گذار عمر خواهی دانست
بانّك كنت تطارد خيط دخان
که در تمام زندگی به دنبال رشته ای از دود بوده ای
فحبيبة قلبك يا ولدي ليس لها ارض او وطن او
عنوان پسرم معشوقه ی دلت نه وطنی دارد، نه زمینی و نه نشانی
ما اصعب ان تهوي امرأة يا ولدي ليس لها عنوان وه چه دشوار است پسرم عشق تو به زنی که او را نام و نشانی نیست
يا ولدي،يا ولدي
پسرم پسرم

لینک دانلود آهنگ، با صدای عبدالحلیم حافظ:

 

http://130.241.85.147/nasser/etc/Abdelhaleem-Ghareatolfenjan.mp3 


 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/03/23ساعت 21:58  توسط شاه خاموش  | 

خدایا، بسیار شنیده ایم که ذات اقدست کار بیهوده نمی کند.                                                     پس از چه رو عضوی به من داده ای که استفاده از آن نتوانم کرد؟                                                ...که نه در راه عزیزان بود              بار گرانیست کشیدن به ...

پ ن:دست کم کوچکتر بیافریدی که حملش آسانتر باشد.

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/03/21ساعت 9:18  توسط شاه خاموش  | 

این پایان نامه ی کوفتی کی تموم میشه؟ یعنی یه همچین روزی رو میبینم.

پ.ن: داد از درد گشادی.

+ نوشته شده در  شنبه 1387/03/11ساعت 10:15  توسط شاه خاموش  | 

درست همون زمانی که حس میکنی همه چیز چقدر خوب پیش میره، چقدر خوشبختی، چقدر دنیات رنگیه، چقدر پسر خوبی شدی و ... همون وقت، درست همون وقت باید ر ی د ه بشه به کاسه کوزه ی دنیای رنگیت و همه جا بوی گه بگیره.

دامن کشان    ساقی می خواران  از کنار یاران   مست و گیسوافشان   می گریزد

در جام می     از شرنگ دوری      وز غم مهجوری  چون شرابی جوشان  می بریزد

دارم قلبی      لرزان ز غمش        دیده شد نگران

ساقی می خواران   از کنار یاران    مست و گیسو افشان   می گریزد…

پ ن: امان امان امان هوار از دست این دنیا

پ ن: امید به زندگی رو از دست دادم

پ ن: امیدوارم این نیز بگذرد

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/03/08ساعت 14:53  توسط شاه خاموش  | 

جنگل مرطوب ترانه خواند

با یاد رفیقان به خاک افتاده  

و هراس از تیغه ی اره،

سمفونی غوکان مویه بود.

شمشیر در زیر لایه های تمدن

ـــ در کنار اسکلت های هزار ساله ـــ

زنگاربسته و مدفون، انتظار میکشید

برای التیام زخم درختان

ستاره امید من شهاب شد

وبر آسمان نگاشت

ریشه در خاک است.

 

                         ((سروده شده در بهار۸۲ ))

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/03/02ساعت 21:47  توسط شاه خاموش  | 

چند گاهی ست که هنرمندان و وزارت ارشاد و مسوولان فرهنگی و حتی مراجع عظام تقلید( حفظهم ا...) حکم به غیر اخلاقی و غیر قانونی و غیر شرعی بودن استفاده غیر مجاز از محصولات فرهنگی و در یک کلام کپی رایت داده اند و صد البته که کاملآ درست میگویند . فارغ از این که تا چه حد موفق بوده اند و مردم فرهنگ دوستمان(؟؟؟) تا چه حد به این مطلب توجه داشته اند برآنم که مساله ی دیگری را مطرح کنم.

آیا استفاده غیر مجاز از محصولات داخلی که صحیح تر آنست گفته شود محصولات فرهنگی تولید شده توسط "خودی ها" اشکال شرعی و عرفی و اخلاقی و نیز پی گرد قانونی دارد ولی تولیداتی که در بیرون کشور و توسط فرنگی ها  تولید می شوند خارج از حیطه ی این قوانین هستند. چگونه در صدا و سیما شاهد پخش فیلم هایی هستیم که در سینماهای دنیا در حال اکران هستند؟

فکر می کنم پایبندی به اخلاق، مرز و قوم و نژاد و مذهب و ... نمی شناسد. دروغ نکوهیده است چه به دوستمان بگوییم چه به همسایه و یا هر کس دیگر. آیا میتوانیم به فرزندمان بگوییم حق نداری از جیب من پول برداری ولی جیب همسایه اشکال ندارد.

آنچه گفته شد، تناقضی آزار دهنده است که معتقدم تا برطرف نشود نمی توان امید داشت در عرصه ی داخلی هم بهبودی در اوضاع پریشان حاصل از فعالیت افرادی که مسوولان فرهنگی آنها را قاچاقچیان فرهنگی می نامند، مشاهده کرد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/03/02ساعت 21:17  توسط شاه خاموش  | 

 
ثبت ایمیل برای دریافت آخرین اخبار مربوط به میرحسین موسوی: